تازگی ها فهمیدم

احساس تو به من عشق نیست

حسی است برای فرار از تنهایی

حسی خودخواهانه ........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 14:54  توسط amir  | 
گفته بودی
مگه تو نگفته بودی / عشق و زندگی قشنگه
ولی خب نگفته بودی / که همه اش بی آب و رنگه
تو همیشه گفته بودی / وقتی عاشق میشی انگار
دل دریا رو گرفتی / توی دستای سپیدار
مگه نرخ خوبی چنده / که تو برگای برنده
تو به این راحتی سوختی / مگه تو نگفته بودی
من تو دریای جنونت / دل دادم به آسمونت
بادبونام رو سپردم / به نگاه مهربونت
گم شدم تو دله بارون / با یک حاله عاشقونه
تو که گفتی نمیدونی / پس بگو آخ کی میدونه
مگه نرخ خوبی چنده / که توبرگای برنده / تو به این راحتی سوختی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 14:37  توسط amir  | 
بهترین ها را نه می توان دید نه می توان شنید ،
آنها را باید احساس کرد ، مانند حس حضورت در قلبم
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 8:30  توسط amir  | 
گفته بودی
مگه تو نگفته بودی / عشق و زندگی قشنگه
ولی خب نگفته بودی / که همه اش بی آب و رنگه
تو همیشه گفته بودی / وقتی عاشق میشی انگار
دل دریا رو گرفتی / توی دستای سپیدار
مگه نرخ خوبی چنده / که تو برگای برنده
تو به این راحتی سوختی / مگه تو نگفته بودی
من تو دریای جنونت / دل دادم به آسمونت
بادبونام رو سپردم / به نگاه مهربونت
گم شدم تو دله بارون / با یک حاله عاشقونه
تو که گفتی نمیدونی / پس بگو آخ کی میدونه
مگه نرخ خوبی چنده / که توبرگای برنده / تو به این راحتی سوختی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 8:43  توسط amir  | 

یواش گفتم دوست دارم ، واسه اینه که نشنیدی

 

بلد نیستم که بد باشم ، نگو اینو نفهمیدی

 

بزار باشم کنار تو ، کنار عطر این احساس

 

بزار حبس ابد باشم ، تو عشقی که برام رویاست

 

بزار با گریه اینبارم ، بگم خیلی دوست دارم

 

اگه بازم پشیمونی ، به روت اصلا نمیارم

 

دلم میگیره هر روزی که میبینم تو دلگیری

 

دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری

 

نگاهم رو از تو دزدیدم ، با این چشمای غمبارم

 

نمیخواستم بدونی که چقدر چشماتو دوست دارم

 

ولی با گریه اینبارم میگم خیلی دوست دارم

 

اگه بازم پشیمونی ، به روت اصلا نمیارم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 8:38  توسط amir  | 

کاشکی چشمامو میبستم ، کاشکی عاشقت نبودم

 

اما هستم….

 

کاش ندونی بی قرارم ، کاش اصن دوست نداشتم

 

اما دارم….

 

کاش ندونی که دلم واسه چشات پر میزنه

 

کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر میزنه

 

کاشکی بارون غمت منو میبرد

 

کاش ندونی که نگاهم ، خیره مونده به نگاهت

 

کاش ندونی که همیشه ، موندگارم چشم به راهت

 

کاشکی احساسمو عشقت ، دیگه میمرد

 

کاش گلاتو میسوزندم ، کاش میرفتم نمیموندم

 

اما موندم…

 

کاش یکم بارون بگیره ، کاش فراموشت کنم من

 

اما دیره…

 

کاش ندونی که دلم واسه چشات پر میزنه

 

کاش ندونی که میاد هر روز بهت سر میزنه

 

کاشکی بارون غمت منو میبرد

 

کاش ندونی که نگاهم ، خیره مونده به نگاهت

 

کاش ندونی که همیشه ، موندگارم چشم به راهت

 

کاشکی احساسمو عشقت ، دیگه میمرد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 8:36  توسط amir  | 

دیگه دیره واسه موندن ، دارم از پیش تو میرم
جدایی سهم
دستامه ، که دستاتو نمیگیرم
تو این بارون تنهایی ، دارم میرم خداحافظ
شده این
قصه تقدیرم ، چه دلگیرم خداحافظ
دیگه دیره واسه موندن ، دارم از پیش تو
میرم
جدایی سهم دستامه ، که دستاتو نمیگیرم
تو این بارون تنهایی ، دارم میرم
خداحافظ
شده این قصه تقدیرم ، چه دلگیرم خداحافظ
دیگه دیره دارم میرم ، چه
قدر این لحظه هاسخته
جدایی از تو کابوسه ، شبیه مرگ بی وقته
دارم تو ساحل
چشمات ، دیگه آهسته گم میشم
برام جایی تو دنیا نیست ، تو اوج قصه گم میشم

 

دیگه دیره دارم میرم ، برام جایی تو دنیا نیست

 

به غیر از اشک تنهایی ، تو چشمم چیزی پیدا نیست

 

باید باور کنم بی تو ، شبیه مرگ تقدیرم

 

سکوت من پر از بغض ، دیگه دیره دارم میرم

 

خداحافظ…

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 8:34  توسط amir  | 

 

واسه ی دیدن بارون اشکام ، دوباره خاطره هامو سوزوندم

 

ولی تو اینجا نبودی ببینی ، چجوری پای نگاه تو موندم

 

تو نبودی که ببینی دلم رو چجوری عاشق عشق تو مونده

 

منی که بی تو یه لحظه نبودم ، کی دل خاطره هاتو شکونده

 

میون رنگ عجیب نگاهت ، یکمی فاصله مونده تا دریا

 

تا دل خسته نفس به نفس شه ، تو بیا واقعی شو خود رویا

 

واسه ی دیدن ساحل چشمات ،  همه ی دار و ندارم رو میدم

 

واسه ی شادی قلبت عزیزم ، همه احساس تو قلبم رو میدم

 

نمیدونم….. نمیدونم….. نمیدونم…..

 

نمیدونم….. نمیدونم….. نمیدونم…..

 

واسه ی دیدن بارون چشمام ، همه ی خاطره هامو سوزوندم

 

آخه تو اینجا نبودی ببینی ، چجوری پای نگاه تو موندم

 

تو نبودی که ببینی دلم رو چجوری عاشق عشق تو مونده

 

منی که بی تو یه لحظه نبودم ، کی دل خاطره هاتو شکونده

 

میون این همه دوری مفرط ، چجوری میشه دستاتو بگیرم

 

حالا که خسته ی بغضم عزیزم ، تو نذار اینجوری بی تو بمیرم

 

نمیتونم….. نمیدونم…..

 

میون رنگ عجیب نگاهت ، یکمی فاصله مونده تا دریا

 

تا دل خسته نفس به نفس شه ، تو بیا واقعی شو خود رویا

 

واسه ی دیدن ساحل چشمات ،  همه ی دار و ندارم رو میدم

 

واسه ی شادی قلبت عزیزم ، همه احساس تو قلبم رو میدم

 

نمیدونم….. نمیدونم….. نمیدونم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 8:34  توسط amir  | 

همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی
همه میگن که
دوباره دل تنگمو شکستی …دروغه…‏
چه جوری دلت می اومد منو اینجوری ببینی‏

با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی
همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که
دروغه …‏
همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم
همه حرفاشون دروغه تا ابد
اینجا میمونم‏
بی تو و اسمت عزیزم…اینجا خیلی سوت و کوره
ولی خوب عیبی
نداره ..دل من خیلی صبوره…صبوره…‏
همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو
نیستی
همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی …دروغه…‏
چه جوری دلت می اومد
منو اینجوری ببینی‏
با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی
همه گفتن که تو
رفتی ولی گفتم که دروغه …‏
همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم
همه
حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم‏
بی تو و اسمت عزیزم…اینجا خیلی سوت و
کوره
ولی خوب عیبی نداره ..دل من خیلی صبوره…صبوره…‏
همه میگن که تو
نیستی همه میگن که تو مردی
همه میگن که تنت رو به فرشته ها
سپردی…دروغه…‏

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 8:33  توسط amir  | 
من امشب از فراق یار می گریم

بسان عاشقان زار می گریم

رفیق نیمه راه شد یار دیرینم

دلم افسرده است بسیار می گریم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 8:15  توسط amir  | 
عشق همیشه ماندگار است

حتی اگر تو نباشی...

و دل را میکوبد حتی اگر تو نخواهی.......

تو رفتی سفر بسلامت

من مواظب خاطراتت هستم

+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 7:46  توسط amir  | 
از اینجا که هستم تا آنجا که هستی وجب به وجب دلتنگتم
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:50  توسط amir  | 
مثل بارون با صفایی مثل برف سفید و ماهی مثل گل خوشبو و زیبا مثل خون تو قلب مایی چه بخواهی چه نخواهی تو عزیزمنی
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:48  توسط amir  | 

 

فقر

 ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........ 

فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

فقر ، روز را  "بي انديشه"  سر كردن است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:32  توسط amir  | 

ساده هستم

ساده می بینم

ساده می پندارم زندگی را

نمیدانستم جرم می دانند سادگی را

سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم

ساده می مانم

ساده میمیرم

اما

ترک نمی گویم پاکی این سادگی را

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:31  توسط amir  | 

از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند

  1.  ثروت، بدون زحمت
  2.  لذت، بدون وجدان
  3.  دانش، بدون شخصيت 
  4. تجارت، بدون اخلاق
  5.  علم، بدون انسانيت
  6.  عبادت، بدون ايثار
  7.  سياست، بدون شرافت

 اين هفت مورد را گاندی تنها چند روز پيش از مرگش بر روی يک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد. اعتقاد بر اين است که وی اين موارد را در جست و جوی خود برای يافتن ريشه‌های خشونت شناسايی کرد. در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگیری از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است.

خشونتی که آن را "خشونت پنهان" می‌نامند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:27  توسط amir  | 
درون شما مملو از حس های مثبت و بهاری است سرزندگی و صمیمت درونتان را بیش از این انباشته نکنید. بی هیچ توقع و منتی محبت تان را ارزانی عزیزانتان کنید. بدانید هم شما نیازمند ابراز این عشق و محبت هستید و دیگران نیز نیازمند دریافت و سیراب شدن . پس خساست به خرج ندهید. انرژی مثبت درونتان را خالی کنید.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:25  توسط amir  | 

گاهی با یک قطره، لیوانی لبریز می شود
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد
گاهی با یک کلمه ، یك انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند !!
مراقب بعضی یک ها باشیم ...

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:6  توسط amir  | 
هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي مقابله با آب را ندارد.نرمي بر سختي غلبه مي كند و لطافت بر خشونت.همه اين را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرندو به هنگام مرگ خشك و شكننده.پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شده و هر كه نرم و انعطاف پذير، سرشار از زندگي است.آرام زندگي كن!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:3  توسط amir  | 

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست.ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم.ای مهربان پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید.تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 11:57  توسط amir  | 
اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟ روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟ اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟ ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟ بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟ چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟ اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟ بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد! اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟ توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟ اجازه هست....؟؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 11:56  توسط amir  | 

(( قدرت فساد می آورد )).

نه این درست نیست.

این قدرت نیست که فاسد می کند.

این آدم های فاسد هستند که جذب قدرت می شوند.

بدیهی است , بدون قدرت نمی توانند چهره های واقعی خود را نشان دهند.

قدرت تنها این حق را به ایشان می دهد که واقعیت دل خود را عیان سازند.

نه قدرت فاسد نمی کند , تنها حقیقت را آشکار می سازد.

LORD Acton says :power corrupts

It is not true.

power never corrupts , but corrupted people

are

Attracted towards power.

Of course , without power they cannot show

 their real faces.

Power only gives them the right context in

which they can

Reveal their hearts reality.

Power does not corrupt, it only reveals the

truth

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 11:25  توسط amir  | 
یادت باشد هیچ مشكلی اینقدر بزرگ و باارزش نیست كه به

خاطرش خودت را از درون و بیرون نابود كنی, زیرا خدا همیشه

از مشكل تو بزرگ تر است.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 11:19  توسط amir  | 

 

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟ 

سقراط به او گفت: "فردا به كنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم. صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به كنار رود رفت.

سقراط از او خواست كه دنبالش به راه بیفتد. 

جوان با او به راه افتاد. 

به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.

جوان نومیدانه تلاش كرد خود را رها كند، 

امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود كه او را نگه دارد. 

مرد جوان آنقدر زیر آب ماند كه رنگش به كبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد.

‌همین كه به روی آب آمد، 

اولین كاری كه كرد آن بود كه نفسی بس عمیق كشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. 

سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟

" گفت، "هوا." 

سقراط گفت:

"هر زمان كه به همین میزان كه اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی كرد كه آن را به دست بیاوری؛ 

موفقیت راز دیگری ندارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 9:36  توسط amir  | 
راه رسیدن به خوشبختی و شادی بر دو پایه
اصلی بنا گردیده است:آنچه را که به آن علاقه دارید بیابید
و زمانی که آن را یافتید تمام روح خود را معطوف آن کنید.
"جان دی راکفلر"


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 9:35  توسط amir  | 

ساده که میشوی

همه چیز خوب میشود

خودت

غمت

مشکلت

غصه ات

هوای شهرت

آدمهای اطرافت

حتی دشمنت

یک آدم ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

که قیمت تویوتا لندکروز چند است

فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد

مهم نیست

نیاوران کجاست

شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه

کدام حوالی اند

رستوران چینی ها

گرانترین غذایش چیست

ساده که باشی

همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی

زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی

آدم برفی که درست میکنی

شال گردنت را به او میبخشی

ساده که باشی

همین که بدانی بربری و لواش چند است

کفایت میکند

نیازی به غذای چینی نیست

آبگوشت هم خوب است 
ساده که باشی

آدمهای ساده را دوست دارم

بوی ناب آدم میدهند
ساده که می‌شوی

فرمول نمی‌خواهی

ایکس تو همیشه مساوی ایگرگ توست

ساده که می‌شوی

درگیر رادیکال، انتگرال و مشتق و ریاضت‌ها نیستی

هرجایی به راحتی محاسبه می‌شی

ساده که می‌شوی

حجم نداری، جایی نمی‌گیری

زود به‌یاد میایی و دیر از خاطر میروی

ساده که می‌شوی

کوچک می‌شوی

توی دل هر کسی جا می‌شوی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 9:34  توسط amir  | 
به اندوه خود لبخند بزن! حتی باوجود همه ی سختی های زندگی, باز باید توان آن را داشته باشیم كه (( لبخند )) را از لبانمان دور نكنیم. یكی از دوستانم پرسید: (( چگونه می توانم لبخند بزنم, درحالی كه وجودم آكنده ازاندوه است؟! )) به او گفتم : (( به اندوه خود لبخند بزن; زیرا ما از اندوه مان بزرگ تریم .)) انسان به تلویزیونی می ماند كه هزاران شبكه دارد. اگر شبكه ی (( بصیرت )) را روشن كنیم, روشن می شویم. اگر شبكه ی (( اندوه )) را روشن كنیم, اندوه می شویم. اگر شبكه ی (( لبخند )) را روشن كنیم , لبخند می شویم. ما نباید تنها یكی از شبكه های وجودمان را تماشا كنیم . ما بذر همه ی استعدادهای خارق العاده را درخود داریم, فقط باید همت كنیم و آنها را به فعلیت برسانیم. ما باید ارباب وجود خویشتن خویش شویم. وقتی بربال های آرامش قرار می گیریم , نفس می كشیم, با خودآگاهی ژرف لبخند می زنیم, تازه خودمان شده ایم و بر خویش حاكمیت پیدا كرده ایم. آری ! با بصیرت و عشق , با لبخند , با تنفسی ژرف, با غنودن بر بال های آرامش است كه می توان دنیا را زیباتر و بهتر ساخت. (( مراقبه )) تنها راه خلوت كردن با خویشتن حقیقی خویش است; (( مراقبه )) , مارا با خودمان مانوس می سازد و مارابه خودمان باز می گرداند. البته, مصرف زدگی موجب شده است ما از حقیقت خویش دور شویم; بنابراین, به دلیل میل به داشتن و بیشتر داشتن, تامل درباره ی حقیقت خویشتن بسیار دشوار شده است; باید سدها را شناخت و از آنها گذشت.مراقبه, تنفس و لبخند, راهی است به رهایی از این بندها و گذشتن از موانع. در مراقبه, ما به خودمان باز می گردیم تا ببینیم چه حوادثی در اقلیم درون ما رخ می دهید. مراقبه, آگاهی از اوضاع و احوال درون خویشتن است. دانستن آنچه كه در ما رخ می دهد , بسیار پر اهمیت است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393ساعت 9:32  توسط amir  | 

راه رسیدن به خوشبختی و شادی بر دو پایه اصلی بنا گردیده است:آنچه را که به آن علاقه دارید بیابید و زمانی که آن را یافتید تمام روح خود را معطوف آن کنید. "جان دی راکفلر"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 9:38  توسط amir  | 

"هنری فورد پیرمرد گل فروش"

هنری فورد میلیاردر آمریکایی هر جمعه از مغازه گل فروشی برای زن خود گل میخرید.یکبار او به پیرمرد گلفروش گفت:"مغازه خوبی داری چرا شعبه ای نمیزنید؟"
گلفروش در جواب گفت:"قربان بعد چی؟"
هنری فورد گفت:"بعد از آن نیز شعبه های دیگر در شهر"
گلفروش گفت:"بعد چی؟"
هنری فورد با عصبانیت:"خب بعد به آرامش می رسید."
گلفروش:"قربان,آرامش همان چیزی است که من الان دارم."
فورد در حالی که کنف شده بود مغازه را ترک کرد.




+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 9:36  توسط amir  | 
ما به دنیا اومدیم اما دنیا به ما نیومده
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 11:29  توسط amir  |