امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم

که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . .

تولدت مبارک

 



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:54 | نویسنده : هادی |

هنوز هم زمستون به یادت بهاره / تو قلبم کسی جز تو جائی نداره

صدای دلم ناسازگاره / سکوتم به جز تو صدائی نداره

عزیزم تو اولین کسی هستی که عشقش در قلبم متولد شد

و تولد عشق تو در بهار را تا پایان حیات بشر به کما خواهم برد

از طرف دوست دار همیشگی تو . .



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:32 | نویسنده : هادی |

Your birth day is the perfect day to say I care, because you will remeber me when u certainly make it a big affair, and when you do hold a party... I bet you will be the one who would care to make ur special day a costly affair



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:32 | نویسنده : هادی |
عزيزم به اندازه تمام کساني که نميشناسم دوستت دارم و سبدي از گلهاي ياس و پونه با يه
آسمون ستاره تقديم تو به خاطر تولد زيبايت.
Happy Birthdey



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:30 | نویسنده : هادی |
هرسال وقتي.....12 اسفند فرا میرسد......هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودم مي پرسيدم
چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟....
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که  زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ....

تولدت مبارک



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:30 | نویسنده : هادی |

زیبا ترین تولد ها ، آن هائیست که در رویا برای کسی میگیریم

که عاشقانه دوستش داریم

بهترین دلیل واسه زندگیم تولدت مبارک



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:29 | نویسنده : هادی |

روز تولد انسانها در هیچ تقویمی یافت نمیشود ، چرا که فقط

در قلب کسانی است که به آنها عشق میورزیم . . .

عزیزم تولدت مبارک . . .



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:28 | نویسنده : هادی |

دلم میخواد بدونی تو این همه ستاره / هیچ کی اندازه ی من نگاتو دوست نداره

تولدت پر از نور خوش اومدی ستاره / اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره . . .



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:27 | نویسنده : هادی |
زیزم روز تولدت را با آسمانی پر از ستاره های چشمک زن

با دشتی پر از شقایق ها و با آرزوی موفقیت برای تو

به تو تبریک میگویم . . .

گل من تولدت مبارک



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:26 | نویسنده : هادی |

تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می تپد ، آن را به تو تقدیم میکنم

تولدت مبارک



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:25 | نویسنده : هادی |
میشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان

فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارک



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:25 | نویسنده : هادی |
ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨــــﺪ:
ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﻮﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺩﺭﺳـﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ:

بزرگ میشویم تازه دردهای واقعی را میفهمیم تنها تفاوتش اینه که تحملمون بیشتر میشه



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ | 23:43 | نویسنده : هادی |

ﺩﻝ ﺻﺪ ﭼﺎﮎ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﯿﻎ ﺗﺮﺣﻢ ﺑﺪﺭﯾﺪ

ﺩﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺑﺨﺮﯾﺪ

ﺩﻝ ﻣﻦ ﮔﺮﭼﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ، ﮔﻮﻫﺮﯼ ﻧﺎﺏ ﺷﺪﻩ

ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺗﺤﻔﻪ ﯼ ﻧﺎﯾﺎﺏ ﺷﺪﻩ



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ | 23:27 | نویسنده : هادی |

من به روی تو نیاوردم که دلتنگم ولی...

 

گاه گاهی در نگاهم ذکر خیرت میشود...!

 



تاريخ : چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ | 8:25 | نویسنده : هادی |
هیچگاه به بی تو بودن عادت نخواهم کرد... یا بمان... یا... یا ندارد فقط بمان...!!!

تاريخ : پنجشنبه بیستم آذر ۱۳۹۳ | 23:55 | نویسنده : هادی |

خودم اینجا دلم پشت سر قافله
دارم میبینمت با این همه فاصله
به ناله شد زمینو آسمون ولوله
ناله ی زهرا مرو مادر
واویلا حرم آواره شده
واویلا حرم آواره شده
تو دله کاروان چه شوری برپا شده
ببین زینب چقدر شبیه زهرا شده
علمدار حرم شبیه مولا شده
شبیه حیدر توی خیبر
واویلا پسر ام بنین
واویلا علم می کوبه زمین
واویلا اشک زینبو ببین
تو نگاه سکینه اضطرابو ببین
سراب نیزه های بی حسابو ببین
گلوی نازکه طفل ربابو ببین
ببین شکوه علی اکبر
واویلا آسمون رنگ شبه
واویلا رباب در تابو تبه   
واویلا جون زینب به لبه
خودم اینجا دلم پشت سر قافله
دارم میبینمت با این همه فاصله
به ناله شد زمینو آسمون ولوله
صدای زهرا مرو مادر
واویلا حرم آواره شده...



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۳ | 13:2 | نویسنده : هادی |
دیشب دوباره تا صبح نبرد خوابم

ای عشق ز دوریت این روزها بی تاب بی تابم

در دل زبانه میکشد اشتیاق دیدارت

یک دم بیا ای عشق به دیارم

بی تو من از جان خود نیز بیزارم


 در عالم واقع اگر نشد

در عالم رویا بیا که زدوریت سخت زار وبیمارم






تاريخ : سه شنبه هشتم بهمن ۱۳۹۲ | 9:2 | نویسنده : هادی |
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید

یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم



تاريخ : شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ | 15:0 | نویسنده : هادی |

مهم نیست که تو با من چه میکنی

 

بیا ببین “برای تو” من با خودم چه میکنم !



تاريخ : یکشنبه هشتم دی ۱۳۹۲ | 17:40 | نویسنده : هادی |





تاريخ : سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ | 12:12 | نویسنده : هادی |
آیا به حرفی که می‌زنید وفادار هستید یا اغلب اوقات از انجام کاری که قول داده‌اید انجام می‌دهید سرباز می‌زنید؟ بسیاری از ما اغلب اوقات درگیر موضوعات اینچنینی هستیم. برخی از افراد می‌گویند که تماس می‌گیرند و دیگر با شما تماس نمی‌گیرند. برخی دیگر می‌گویند که پیگیر یک پروژه خواهند شد و در آینده این چنین نخواهد شد. برخی دیگر می‌گویند که کاری را در مدت زمان خاص انجام می‌دهند و متاسفانه زیر حرفشان می‌زنند.شما نسبت به افرادی که اینگونه رفتار می‌کنند چه حسی دارید؟ کسانی که می‌گویند کاری را به انجام می‌رسانند، اما در واقع هرگز به عهدشان وفا نمی‌کنند.

قبل از صحبت راجع به اهمیت ایستادگی بر روی حرف‌هایمان، بعد نیست به این موضوع نگاه کنیم که چطور ممکن است یک فرد به حرفهایی که می‌زند عمل نکند، چه عواملی منجر به بروز این رفتار می‌شود؟

اگر از این دسته از افراد هستید، دو دلیل اصلی عامل بروز این رفتار در شما هستند:

- زمانی که فردی از شما درخواست می‌کند کاری را انجام دهید، شما برای اینکه وی احساس بدی نسبت به شما پیدا نکند سعی می‌کنید تا به او جواب مثبت دهید، حتی اگر خودتان علاقه‌ای برای انجام آن ندارید در حالیکه اگر واقعاً نمی‌توانید، باید«نه گفتن» را بیاموزید و از آن بهره جویید شما بله را می‌گویید و فکر می‌کنید که می‌توانید کار را انجام دهید، این در حالیست که بخش دیگر وجودتان در مقابل اینکه تحت کنترل قرار بگیرد مقاومت می‌کند. آیا این مهمتر است که تحت کنترل باشید یا اینکه بر سر حرفتان بمانید؟

پنج دلیلی که نشان می‌دهد یا باید چیزی را قبول نکنیم، و یا باید به قول‌مان عمل کنیم

*   کمال
برای من، انجام دادن آنچه که حرفش را می‌زنم، به معنی کمال و بی‌نقصی‌ام است

*   . زمانی که بر سر حرفم نمی‌ایستم، احساسی بدی دارم. حرف من برای خودم ارزش دارد و من آن را سبک نمی‌گیرم.

*    اما اگر شما حرفی می‌زنید یا قولی می‌دهید که برایتان ارزشی ندارد، باید علت را پیدا کنید.

*   اعتماد و اطمینان
من به افرادی که بر روی حرفشان نمی‌مانند اعتماد نمی‌کنم. اگر کسی چندین بار زیر حرفش بزند، آن موقع است که من می‌دانم فرد مورد نظر قابل اعتماد نیست

*   پس من علاقه‌ام را نسبت به اینگونه افراد از دست می‌دهم و حاضر نیستم وقتم را با آنها تلف کنم. در حالی که این موضوع ناراحت کننده است، به خودم قبولانده‌ام که آنها نمی‌توانند بر روی حرفی که می‌زنند بایستاند و آن را همانگونه که باید و شاید انجام دهند

احترام به عهد
من دیگر برای افرادی که برای حرف خود ارزش قائل نیستند، احترامی قائل نمی‌شوم. زمانی‌که افراد به من می‌گویند کاری را انجام می‌دهند و از انجام آن سرباز می‌زنند، احساس بدی نسبت به آنها در درونم به وجود می‌آید. در ابتدای مسیر من به آنها یک راه گریز می‌دهم و فرض را بر این می‌گذارم که ممکن است مشکلی مانع از انجام کار توسط آنها شده است. اما در صورتی که وی کارش را بارها و بارها تکرار کند، من دیگر اعتمادم را به وی از دست خواهم داد و دیگر احترامی برای او قائل نمی‌شوم.
در صورتی که می‌خواهید دیگران به شما احترام بگذارند، زمانی بله بگویید که واقعا منظورتان بله است و زمانی نه بگویید که واقعا مظورتان نه باشد. مراقب باشید که ترس شما از تحت کنترل بودن و یا ناراحت شدن فرد مقابل بر روی اعتماد دیگران بر روی شما تاثیر بگذارد

احترام به نفس
ما نمی‌توانیم زمانیکه دیگران را ناراحت می‌کنیم، احساس با ارزش بودن داشته باشیم. افرادی که حرف خود را انکار می‌کنند، ارزشی برای خود قائل نمی‌شوند و نمی‌توانند بی‌نقص رفتار کنند. آیا احساس تحت کنترل بودن بیشتر از ارزش شخصی خودتان ارزش دارد؟ آیا زمانی‌که نمی‌توانید به قولتان وفادار بمانید، شوخی می‌کنید که می‌توانید ارزش خودتان را نگه دارید؟ احترام به نفس، نتیجه رفتار محترمانه با خود و دیگران است

*   قدرت شخصی
قدرت شخصی نتیجه رفتار کردن در راه‌هایی است که ما به آنها ارزش و بها می‌دهیم

*   در واقع مصداق اصطلاحی است که مرد سرش را از دست می‌دهد و اما زیر حرفش نمی‌زند. این اصطلاح ناشی از قدرت شخصی فرد می‌شود و نشان می‌دهد که فردی حاضر است تا سرحد مرگ پیش برود و اما درستی و تمامیتش را از دست ندهد. سعی کنید با خودتان برای نگهداری حرفتان صادق باشید و تا زمانی‌که نمی‌توانید سر حرفی بمانید، قولش را ندهید

*   .منبع:ایرانسان

 



تاريخ : سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۲ | 7:44 | نویسنده : هادی |
در انتهای روز آن گاه که من می مانم وتنهایی غم مجال نشستن نمی دهد چون خنجری در سینه ام مینشند وچون گرگ می درد من زخم به دل دارم و مرهمی نیست وتنهایی فقط گوش میدهد وحرفی نمی زند  وبه نظاره مینشیند درد های مرا ... رفته رفته به صبح نزدیک میشوم و  ناله های بی صدای من چون بغض های نشکسته ام در دل سیاهی مدفون میشود ...وصبح من دوباره در هیاهوی وشلوغی مردم با تبسمی دروغین به زندگی ادمه میدهم...........



تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 12:15 | نویسنده : هادی |
من و تنهایی وغم ....غم وتنهایی ومن....تنهایی ومن وغم فرقی نمیکنه کدوم اول بیاد من یا تنهایی یا غم در هرصورت این من هستم که تنها وغمگین دیده میشوم وخوانده میشوم غمگین تنها وهیچ کس خلوتم را نمیابد  ودلتنگی هایم را نمیفهمد ودغدغه هایم را نمی شنود .................جز تنهایی وغم وخدا.....که هیچ کس نمیتواند صدایشان رابشنود تا قصه مرا بازگو کنند....... واینگونه من همیشه غمگین و تنهایم



تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 12:0 | نویسنده : هادی |
سکوت کن که عاشقانه های من به عمق غم رسیده اند /ببین که لحظه های ناب من به عمق شب رسیده اند

سکوت کن نخوان ترانه های آرزو تحملم به سر رسید/نگاه کن ببین چگونه عاشقانه های من به خط رسیده اند

نگاه سرخ چشم من خزید در اتاق شب /خیال میکنم که شب توهم است وخوابها به سر رسیده اند

دلم گرفت وخسته ام از این همه خیال/چرا که راه های باغ آرزو به شوره زار رسیده اند

..........

سکوت کن که من شکسته ام /سکوت کن دل بریده ام/ سکوت کن و اشک بریز به خاطرات من/سکوت کن .... سکوت کن که زندگی توهم است



تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 11:58 | نویسنده : هادی |



تاريخ : شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ | 11:53 | نویسنده : هادی |



( تقدیم به همه آنهایی که دوستشان داریم )

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا
دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."



هر كس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به كسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خود
خواهد دید، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.



به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید،
زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.



درستكارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند،
حتی اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.



تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است.



اگر شخصیت خود را با فعالیت‌های شغلی خویش می‌سنجید،
پس غیرواقعی نیست اگر بگویید وقتی كار نمی‌كنید فاقد شخصیت هستید.



برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را
در وجود خود شناسایی و ریشه كن كنید.



از مهم ترین كارهایی كه به عنوان یك آدم بزرگ می توانید انجام دهید
اینست كه گهگاه به شادمانی دوران كودكی برگردید.



اگر مختارید كه بین حق به جانب بودن و مهربانی یكی را انتخاب كنید، مهربانی را انتخاب كنید.



دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو.



انتخاب با توست، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
یا بگوئی : خدا به خیر کنه، صبح شده ...



به دل خود مراجعه کنید و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده اید
احساس محبت نمایید. هر جا ناراحت شدید اقدام به بخشش و عفو نمایید.
عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.



عشقم نثار کسیست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد. به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده ‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم. بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم. در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشیدن عشق است و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم بلکه سعی میکنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.



آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند، از این حقیقت غافلند که با
صرف نیروی خود در این زمینه، خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.



الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که
بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

وین والتر دایر (Wayne Walter Dyer) در ۱۰ مه، ۱۹۴۰ در شهر دیترویت از توابع ایالت میشیگان، ایالات متحده به دنیا آمد. او یک عارف، روانکاو، نویسنده و سخنران است. کتاب قلمرو اشتباهات شما در سال ۱۹۷۶ در حدود ۳۰ میلیون نسخه فروخت و جزء یکی از بالاترین فروش کتاب‌ها در تاریخ شد. وین دایر در سال ۱۹۸۷ به عنوان بهترین سخنران ایالات متحده شناخته شد.

 

منبع:پرشین استار

 



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۱ | 11:7 | نویسنده : هادی |

عجیب است دریا.!!!
همین كه
غرق می شوی
پس می زند تو را..
درست
مثل آدم ها...!!!


در زندگی
هرکسی را که دوسـت بـداری از او ضعیف تری
زیرا برای "راضـی نگـه داشتـنش"
حاضری دست به هرکار اشتباهی بزنی...


مـن و تـو از همان روز اول،
محکوم به از دست دادن بودیم!
تـو، همان یک ذره احسـاسـت را…
و مـن…
تمـام زنـدگـی ام را!......


آدم که تنها باشد
عاشق عکس هم میشود...
انگار که تنهایی
فقط دنبال جمع کردن حسرت است...




تاريخ : یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱ | 17:34 | نویسنده : هادی |
نیما یوشیج:

زندگی برای باور کردن ودوست داشتن است

 من مدت ها باور کرده ام ودوست داشته ام...

مدت ها راست گفته ام ودروغ شنیده ام...

گابریل گارسیا مارکز:

زندگی آنچه زیسته ایم نیست..

بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده ...

وآن گونه است که...

به یادش می آوریم...

تا روایتش کنیم..

سورن کی برگه گارد:

اگر دائما خودرا در نقابهایی که برای دیگران..

به چهره می زنی...بشناسانی...

آن لحظه ای که فرا می رسد..

وباید نقاب از چهره برداری...

پشت آن نقاب دیگر هیچ چیز نیست...



تاريخ : شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ | 13:34 | نویسنده : هادی |
سکوت کن که عاشقانه های من به عمق غم رسیده اند /ببین که لحظه های ناب من به عمق شب رسیده اند

سکوت کن نخوان ترانه های آرزو تحملم به سر رسید/نگاه کن ببین چگونه عاشقانه های من به خط رسیده اند

نگاه سرخ چشم من خزید در اتاق شب /خیال میکنم که شب توهم است وخوابها به سر رسیده اند

دلم گرفت وخسته ام از این همه خیال/چرا که راه های باغ آرزو به شوره زار رسیده اند

..........

سکوت کن که من شکسته ام /سکوت کن دل بریده ام/ سکوت کن و اشک بریز به خاطرات من/سکوت کن .... سکوت کن که زندگی توهم است

پنج شنبه۵ بهمن۱۳۹۱شمسی اهواز

 



تاريخ : پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ | 14:43 | نویسنده : هادی |
لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست
یا تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست
هر جا که باشی منطق آیینه ها این است
در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست
ای در قفس افتاده ، افسوس چه را داری؟
بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست
از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است
آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست
هر کس نداند لطفعلی خان خوب می داند
در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست
ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟
این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست


تاريخ : چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ | 13:25 | نویسنده : هادی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.